انکار

اين شعر با خاطرات تلخ و شيرين زيادی گره خورده … يادشان بخير !
اين عشق ترك خورده که در شان شما نیست
لبخند شما هم که یقین طالع ما نیست
*
در روی نگرداندنتان مصلحتی هست ؟
والله که کار من و دل غیر دعا نیست
*
بر خاطر مهتابی تان هیچ گذاری
بر رمز غریب ترک خاطره ها نیست
*
ما و غم دلدادگی ما به جهنم
اما سر و کار همه با غیر خدا نیست
*
شخصیت پروازیتان بس که مهم است
یک لحظه از انکار غزلهام جدا نیست
*
این باور سرخورده که انکار ندارد
یک حس زمینی ست ولی باد هوا نیست
*
باور نکن این قصه ی تکراری ما را
اینها همه جز شاعری و پرت و پلا نیست
*
صورت مسئله پاک شده مثل همیشه
انگار جز انکار غزل قسمت ما نیست
*
پیشانی ما را که ببینید نوشته :
بن بست ! گذر کردن از اين راه روا نيست