افتاده روی حوض دلم روی ماه تو …

یکشنبه شب- خبر فوری: فاطمه ستوده با قرار وثیقه آزاد شد.
ماهماهی از دوستان نزدیک فاطمه ستوده به نقل از مادر او خبر داده که حالش در زندان چندان مساعد نیست، چند روز پیش زیر سرم رفته و گویا علی، همسرش را برده‌اند روی سرش تا مگر حالش بهتر شود.
نگران حالت هستم فاطمه جان. کاری جز دعا و همان ذکری که خودت یادم داده بودی کاری از دستم ساخته نیست. صبور باش و استوار نازنین!‌ همه برایتان دست به دعا برده‌ایم. صورت ماه و معصومت را از راه دور می‌بوسم و بی‌صبرانه منتظر آزادی‌‌ تو و محبوبت شب و روز را دوره می‌کنم. این چند بیت پاره پاره هم برای تو:
سر می‌زد آفتاب غزل از نگاه تو
از گونه‌های سرخ و غم گاه‌گاه تو
شرمنده بود شرم از آن خنده نجیب
دیوانه بود حال دل سر به راه تو
رنگین‌کمان اول خرداد و رقص باد
فریاد سبز و مردمکان سیاه تو
طوفان سخت آخر خرداد و مرگ شعر
خشم و سکوت و زمزمه بی‌پناه تو
با من بگو بریده از آتش! تو! فاطمه
با من بگو چه‌‌ها بنویسم از آه تو؟
از آه چاه‌های پر از گریه و سکوت
از خنده‌های گمشده در هر نگاه تو
با من بگو که دیو دروغ از کجا رسید؟
تا ره زند به عاشقی دل به خواه تو؟
با من بگو عزیز دلم، عاشق صبور
چشم کدام شبزده ره زد به راه تو؟
دلتنگ دیدنت همه اشکیم روز و شب
افتاده توی حوض دلم، روی ماه تو
مهر ۸۸- لندن