برهان شر


“برهان شر” برای من اینجا، حسرت بوسیدن لب‌های اوست و برای تو در هائیتی، خفتن زیر خروارها خاک. من شکایتم را پس می‌گرفتم اگر تو زنده می‌ماندی…
سقف هزار خانه‌ی آوار بر سر تو، سقف هزار باور آوار بر سر من.
و خدایی
که هست
و نیست.