خورشیدم را پس بده


آه ای خراسان! ای که زاده‌ شدم در تو و امروز راهی‌ام به تو نیست، بنگر این سوز که از خاک تو بر می‌خاست و در این چنگ می‌ریخت، امروز چگونه بر دل دورافتاده‌ام چنگ می‌زند.
آه ای خراسان!
ای تاباننده تاریکی!
نامت دروغی بیش نبود.
خورشیدم
را پس بده!