از تسلیمی گفتن در کلاس درس


امروز موضوع درس یکی از کلاس‌هایم سینمای معاصر ایران بود. برای بخش دوم کلاس که معمولن یک قطعه صوتی-تصویری پخش می‌شود، بخش‌هایی از مستند “روحی از آتش” که اخیرن در برنامه‌ی تماشا پخش شد را برای دانشجوها نمایش دادم. یکی از دانشجوهای کلاس سوئدی‌ست و فارسی را با آن چهره‌ی سراسر اروپایی‌اش با لهجه‌ی افغانی یاد گرفته و حرف می‌زند. بسیار هم شیرین و باحال. معلم اولش افغانی بوده ولهجه دری را به او یاد داده. حالا این‌ها به کنار، فیلم که شروع شد یک‌هو بلند خندید، گفت عه! اینجا که استکهلم است، پر از برف… فیلم که جلوتر رفت، به آن نقطه‌ای رسید که تسلیمی می‌گوید: سوئدی‌ها یک مثالی دارند که می‌گویند فلانی روحش از آتش است، فیلم را نگه داشتم، از او خواستم که درباره‌ی این اصطلاح در زبان سوئدی توضیح بیشتری بدهد. معادل سوئدی‌اش را گفت و توضیح داد: معمولن این اصطلاح را برای کسانی به کار می‌بریم که شدیدن عاشق چیزی باشند و برای آن بی حد و اندازه تلاش کنند. کنجکاوتر شد که بداند جریان چیست که اسم این مستند را “روحی از آتش” گذاشته‌اند، فیلم رسید به آن بخش‌هایی که تسلیمی روی صحنه‌ی تئاتر در سوئد دارد نمایشی را اجرا می‌کند. فیلم را نگه داشتم و ازش خواستم بخش‌های سوئدی را برای بچه‌های کلاس به فارسی معنی کند. با اشتیاق همه‌ی تلاشش را کرد و همه را به فارسی برگرداند. به آن‌جایی رسید که تسلیمی روی صحنه دارد نقش شیطان را بازی می‌کند و یکهو می‌زند به فارسی. بلند خندید و گفت: این زن شاهکار است! می‌گفت من باورم نمی‌شود در آن جامعه‌ای که خوب می‌شناسم‌اش زنی غیرسوئدی تا این اندازه و این‌قدر سریع رشد کند و بالا برود و جایزه‌ی بهترین بازیگر سوال را بگیرد. آن هم در تئاتر که در سوئد به همین راحتی کسی را راه نمی‌دهند، چه رسد به اینکه نقش اول بگیرد و بعد هم بهترین بازیگر سال شود.
فیلم را دیدیم. یک سری عکس‌های جوانی تسلیمی را نشان‌شان دادم و درباره فیلم‌هایی که با بیضایی کار کرده بود خواندیم. قسمت‌هایی از فیلم باشو غریبه‌ی کوچک را دیدیم. بخشی از حرف‌هایش درباره اینکه چرا ایران را ترک کرد را و سرنوشتش در سوئد را با هم خواندیم. دست آخر که کلاس تمام شد و همه دانشجوها رفتند، آمد جلو و با همان فارسی دست و پا شکسته‌اش گفت: فقط یک چیزی می‌خواستم بهتان بگویم، آن هم اینکه من فکر می‌کنم کمتر کسی ارزش و اهمیت کار این زن را درک کرده باشد. گفتم:‌ او از محبوب‌ترین بازیگران زن ایرانی‌ست، حتی بعد از بیست سال گذشتن از حضورش روی پرده. گفت باشد ولی قدر این موفقیتی که در سوئد کسب کرده را تا آنجا بزرگ نشده باشی نمی‌فهمی. بازی در مده‌آ و تسلط تسلیمی به زبان سوئدی از نظرش یک شاهکار بود و فکر می‌کرد مهاجرت در آن سن و رویارویی با این زبان دشوار واقعن روحی از آتش می‌طلبد. گفت هر وقت به سوئد برگردد دنبال کارهای قدیمی و جدید تسلیمی خواهد رفت و او را به دوستانش معرفی خواهد کرد، دست آخر هم گفت: فکر می‌کنم انتخاب اسم این مستند، انتخاب بسیار درستی بوده، گفت: تسلیمی به معنای دقیق سوئدی کلمه روحی از آتش دارد. تکه‌ی آخر را به سوئدی گفت و رفت.
خواستم بگویم یک همچو گوهری داریم ما و این‌که مستند روحی از آتش عالی‌ست. اگر هنوز ندیده‌اید از دست ندهید. لینک‌اش را همان بالا روی عنوان مستند گذاشته‌ام.