پنهانی‌ها ۵

دیوانه‌ترم از تو و دیوانه‌ترم کن
در شعر بگردان وکمی دربه‌درم کن
سیمرغ شوم، بال به بالِ تو بسوزم
عاشق کن و بیچاره و بی‌بال و پرم کن
بگذار که در وسوسه‌ات جان بسپارم
یک جام پر از معرکه و خیر و شرم کن
خون‌ریزِ غزل‌های منی، رد شو و این بار
نابودتر از حاشیه‌ی باخترم کن
در زندگی‌ات کاش کمی باشم، مثلِ
یک بیت از این شعر… که نه… بیشترم کن
تکرار شو مثل غزلی نامتناهی
هی پرشررم، پرشررم، پرشررم کن