نام تو ما را نجات خواهد داد


نام تو دیگر “زنجیره‌ای” شده است
نام تو دیگر زنجیری شده است
بر گردن آدم‌کش‌ها
یک بار در خانه‌های خاموش شب
یک بار در خیابان‌های روشن شهر
و هر بار بر تن تکه سنگی سرد
نام زنجیره‌ای تو با میله‌های زندان
نام زنجیره‌ای تو با شعرهای منتشرنشده
نام زنجیره‌ای تو با قلم‌های شکسته
با آوازهای خسته
چه کسی می‌گوید عصر پیامبران به پایان رسیده است؟
محمد
مختارها هنوز بیدارند
مختاری
ایران، خراسان است
خورشید هر روز از نام بلند تو بر می‌آید
نام تو امروز چشم ماست
به آیین پاک تو
هزار دیوانه‌ می‌گرود
از دل هر دیوانه
شقایقی وحشی بر سنگ تو می‌روید
زنجیرها بر پا
زنجیرها بر دست
زنجیرها بر شعر
خوب می‌دانم
که نام تو ما را نجات خواهد داد