خانه‌ی فاط کجاست؟

یکی دو سالی هست که دارم با خیلی جدی دارم با این قضیه کلنجار می‌روم که بالاخره خانه‌ام کجاست؟ وقتی می‌گویم خانه یعنی جایی که آدم وقتی بهش فکر می‌کند خیال‌اش راحت باشد که فعلا سر جاش هست. پول اجاره‌اش کف جیب آدم هست و قرار هم نیست فعلا از جاش تکان بخورد. اینکه از الان بیفتی دنبال جا و مطمئن شوی از زمستان امسال که برای زمستان سال بعد جا داری فکر کنم بیشتر از هر چیزی ربطی به سبک زندگی کالجی اینجا داشته باشد. بعضی کالج‌ها هر سال برای اتاق‌های سال بعد قرعه‌کشی می‌کنند و برای تخلیه‌ی مقطعی آن‌ها در طول تعطیلات بین سال هم قوانین جورواجور می‌گذارند. مثلا اگر می‌خواهی توی فلان و بهمان ساختمان که اتاق‌هایشان بهتر است جا بگیری باید آخر ترم دو هفته کل اتاق را خالی کنی. خب من نمی‌توانم خالی کنم چون جایی ندارم بروم، پس اتاق‌های خوب را باید همان اول بی‌خیال شوم. یا اگر فلان ساختمان اتاق می‌گیری از الان بدان که آشپزخانه در کار نیست، مثل همین ساختمان فعلی خودم و الخ.
امروز عصر ایمیل آمد از کالج که این اتاق فعلی در لیست اتاق‌های سال بعد نیست و باید بگردی دنبال جای جدید. یک لیست هم از اتاق‌های خالی داده‌اند که نصف‌شان در را باز نمی‌کنند، چون احتمالن حالش را ندارند. یعنی صدا می‌آید ولی باز نمی‌کنند. یا باز می‌کنند و می‌گویند اتاقم کثیف است و نشان نمی‌دهند. بقیه هم در را باز می‌کنند، یا خیلی اتاق کوچک‌ است و قفسه برای این همه کتابی که دور خودم جمع کرده‌ام ندارند یا هم این‌که باید یک نفر را داشته باشی بغل دستت که باهاش اتاق را شریک شوی که خب بحمدالله ندارم. از الان تا بیست و چهار ساعت دیگر هم باید حداقل سه اتاق را انتخاب بفرستم به کالج و گرنه می‌روم ته لیست و جا بهم نمی‌رسد و باید بروم بیرون دنبال جا بگردم. با ده نفر از عصری حرف زده‌ام که اگر اتاق خوبی می‌شناسند معرفی کنند.
عصر از کتابخانه زدم بیرون و گفتم امشب را می‌گذارم برای پیدا کردن جا، ولی بعد از چهار ساعت گشتن فهمیدم ظاهرا خیلی هم کار آسانی نیست. دفعه‌ی اول نیست که هول و ولای جا دارم. تا می‌آیم یک جایی پاگیر شوم و دو روز راحت زندگی کنم باید فکر تغییر جا باشم. ایمیل کردم گفتم اگر اتاقی دارید که قفسه بیشتری دارد بگویید. جزو قوانین‌شان نیست که از این خبرها وسط قرعه‌کشی به کسی بدهند ولی ایمیل را فرستادم و امیدوارم فرجی شود. تازه یک ترم بود خیالم یک کم از وضعیت جا راحت شده بود. دوباره روز از نو، روزی از نو.