مخلوق


با شعر و شور و آتش و شب آفریدمت
با لحظه‌های مستی و تب آفریدمت
با دست‌های خالی و با جام‌‌های پر
با جان خود وجب به وجب آفریدمت
آن اسم اعظمی تو که بی‌وقفه آشناست
مثل خدا، بدون لقب آفریدمت
آنجا که آفتاب به شب طعنه می‌زند*
با خاک توس و تار و طرب آفریدمت
مجنون لهجه‌دار خراسانی‌ات شدم
با طعم خوب بوسه و لب آفریدمت
شب آمدی، سکوت و کویرم ستاره داد
بی‌واژه و بدون سبب آفریدمت
* خراسان: سرزمین خورشید
عکس: دشت شقایق، امام‌وردی‌خان، قوچان، خراسان
تکه‌ای از شب‌، سکوت، کویر. سال‌هاست که قطعه‌ محبوب‌ام است بین همه سنتی‌ها. دل‌ام که تنگ می‌شود، می‌گذارم‌اش روی دور تکرار.