معرفی کتاب: خاطرات تن

هنوز حرف‌های آن روزت را به خاطر دارم: رخداد زندگی ما، عشق بود، و آن‌چه اتفاق نیفتاد، ادبیات بود و امروز بعد از آن‌که همه چیز به پایان رسیده، می‌توانم بگویم: درد ما گوارای ادبیات باد، چقدر بزرگ است وسعت چیزهایی که اتفاق نیفتاد. چیزهایی که امروز می‌توان چندین کتاب در مورد آن‌ها نوشت.
و تبریک به عشق هم…
چه زیباست آنچه برای ما اتفاق افتاد… چه زیباست آنچه اتفاق نیفتاد… و چه زیباست آنچه اتفاق نخواهد افتاد.


این چند خط اول کتاب «خاطرات تن» نوشته احلام مستغانمی نویسنده‌ی الجزایری تونسی تبار است. چند خطی که توانست وادارم کند چند ساعته یک ضرب کل‌اش را بخوانم. تابلوست چرا دیگر. همان چند خط اول همه چیز را لو می‌دهد. «خاطرات تن» ترجمه فارسی عنوان عربی کتاب «ذاکره الجسد»‌ است. از آن کتاب‌هایی است که گرفتارم کرده و واقعیت‌اش را اگر بخواهم بنویسم این است که حال‌ام خراب شد با خواندن‌اش. یعنی کار دست خودم دادم که رفتم سراغ‌اش. همان روز اول که رسید دست‌ام و چند خط اول را خواندم، جلوی خودم را گرفتم، چون دوتا امتحان داشتم که باید پاس می‌کردم و نمی‌شد. ولی حالا که بهانه امتحان نیست و گرفته‌ام دست‌ام و چند خط به آخرش نمانده از این همه شباهت تجربه آدم‌ها در طول سال‌های انقلاب و تبعید شوکه‌ام.
داستان، روایت خالد، نقاش انقلابی تبعیدی است که بعد از از دست دادن یک دست‌اش در جریان انقلاب، از الجزایر تبعید می‌شود و در پاریس زندگی می‌کند. زندگی عاشقانه خالد در جریان انقلاب الجزایر می‌پاشد و بعد از سال‌ها، می‌خورد به رمان «پیچ‌ فراموشی» به قلم معشوقه‌ الجزایری‌اش و ماجرای زخمی که بعد از سال‌ها سر باز می‌کند، کلافی که یک سرش عشق از دست رفته است و سر دیگرش وطن و آرمان‌هایی که روزی برایشان جنگیده بود.
«خاطرات تن» داستان عاشقانه‌ها و مبارزات ناکام است. عشق به کلافی سر در گم و کور مثل انقلاب، مثل تبعید می‌ماند یا به دستی که برای همیشه از دست رفته است. تصویر برساخته از معشوقه داستان، که هم‌نام نویسنده داستان، احلام، است تصویری شدیدن مردانه است. مستغانمی با انتخاب راوی مرد خیلی هوشمندانه توانسته کلیشه‌های جنسیتی نگاه مردان انقلابی به زن و عشق‌ زنانه را به چالش بکشد. برای احلام، عشق و کلمه است که حرف آخر را می‌زند نه دست بر باد رفته در انقلاب و ایدئولوژی انقلابی و مبارزه بی‌پایان. احلام در طول داستان با به میخ کشیدن شخصیت زن داستان از نگاه راوی مرد، مدام دارد یک آجر از زیر دیوار اسطوره و ایدئولوژی انقلابی مردان داستان می‌کشد. یعنی زبان راوی به قاتل راوی تبدیل می‌شود.
من ترجمه رضا عامری از این کتاب را دوست داشتم. قاعدتن نرفته‌ام متن را مقابله کنم ولی به نظرم کار شسته رفته و تمیزی به فارسی منتشر کرده. «خاطرات تن»‌ برنده جایزه «نجیب محفوظ«» موسوم به گنکور عربی سال ۱۹۹۸ و برنده جایزه «نور» برترین اثر ادبی زنانه در جهان عرب سال ۱۹۹۶ است. الان وقت خواندن‌اش است اگر پایه رمان‌خوانی هستید. چهارصد صفحه بیشتر نیست و دو روزه می‌شود خواند.
درباره احلام مستغانمی اینجا و اینجا بیشتر می‌توانید بخوانید
و اینکه، ما از حافظه‌هامان شفا نمی‌یابیم. برای همین است که می‌نویسیم، برای همین است که نقاشی می‌کنیم و برای همین است که بعضی‌هامان می‌میریم.