پیشنهاد مجموعه شعر

۱-
شاعر
حرف که می زنی انگار
سوسنی در صدایت راه می رود
حرف بزن
می خواهم صدایت را بشنوم
تو باغبان صدایت بودی
و خنده ات دسته کبوتران سفیدی
که به یکباره پرواز می کنند .
تورا دوست دارم
چون صدای اذان در سپیده دم
چون راهی که به خواب منتهی می شود
ترا دوست دارم
چون آخرین بسته سیگاری در تبعید .
تو نیستی
و هنوز مورچه ها
شیار گندم را دوست دارند
و چراغ هواپیما
در شب دیده می شود
عزیزم
هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر می گیرد
از ریل خارج نمی شود .
و من
گوزنی که می خواست
با شاخ هایش قطاری را نگه دارد.
۲-
آه
غربت با من همان كار را مي‌كند
كه موريانه با سقف
كه ماه با كتان
كه سكته قلبي با ناظم حكمت
گاهي به آخرين پيراهنم فكر مي‌كنم
كه مرگ در آن رخ مي‌دهد
پيراهنم بي‌تو آه
سرم بي‌تو آه
دستم بی‌تو آه.
“مرثیه برای درختی که به پهلو افتاده است”، مجموعه شعرهای مرحوم غلامرضا بروسان، که تلخ و ناگهان از دست رفت را اگر نخوانده‌اید تا به حال بخوانید. خلاقیت‌‌های زبانی و تصویری بروسان در شعر سپید در خیلی موارد بی‌همتاست.تسلط همزمان‌اش بر کلمه و تصویر و عاطفه شعرش را یگانه می‌کند. شمس لنگرودی راست گفته بود که اگر بروسان خراسانی نازنین زنده می‌ماند وجودش اتفاق نیکی بود برای شعر معاصر ایران. دریغ! که مرگ از زندگی تنها یک نعش بی‌نصیب و تهی بر جای گذاشته و دیگر همین.