وضعیت بیمار

در روزگاری زندگی می‌کنیم و به مملکتی ربط داریم که توش باید از زندان رفتن و فیلتر شدن خودمان احساس غرور و پیروزی کنیم. زندانی/فیلتر نشدن اُفت دارد و اصل بر این است که آدمی که این طور “هزینه‌ها” را نداده باشد یک طوریش هست لابد. تصویرش برایم شبیه یک بیمارستان پر از سرطانی‌ست که فراری از مرض صعب‌العلاج‌شان ندارند و تنها تفریح‌شان این است که بنشینند نوع سرطان‌شان و درجه پیشرفتگی‌اش را به رخ همدیگر بکشند. من سرطان مغز دارم. تو چی؟ ایول! من چهار قدم به نابودی نزدیک‌ترم تا تو! و یا بالعکس.