سنگ‌سار

تو قبل از این که به سربازی بروی
عاشقم بودی
تو بعد از این که به سربازی رفتی هم
باز عاشقم بودی
سال‌ها گذشته بود
من، زن سربازتمامِ دیگری بودم
و از ترس سنگ‌سار
شش سال و نیم، فقط
به هر سربازی که از کوچه‌مان می‌گذشت
عاشقانه سنگ پرتاب می‌‌کردم.