گریز

صبح در تخت،
می‌خواستم فرار کنم.
در خیابان
داشتم از دست آدم‌ها فرار می‌کردم.
به بیمارستان.
در بخش جراحی مغز،
از پرستارها فرار کردم به دست‌های او.
از دست‌های او به کجا؟
همه چیز در حیاط بیمارستان عادی بود.
لاله‌های سفید در دست باد.
وقتی بازگشتی در کار نیست
چه فرقی می‌کند سمت گریز؟
گاهی
پوست آهوی گریزان
از پوست کرگدن هم کلفت‌تر است.