سی‌و‌هفت‌دقیقه‌بامداد

از اتاق بغلی خوابگاه دانشجویی صدای تک‌نوازی پیانو می‌آید. از بیرون صدای باد. روبرویم یک لیوان خالی چای و کتاب «تو را ای کهن بوم و بر دوست‌ دارم». تنهایی آرامش شبانه‌ام را به هم می‌ریزد. مثل طوفانِ پشت پنجره.