بیست و چهارم خرداد ۹۲

گاهی فکر می‌کنم
حتی مرگ هم با مهربانی در بن‌بست خانه‌ی تو
پرواز می‌کند
و حواس‌اش به روز آزادی
به دلتنگی ما
و به دست‌ها
و خنده‌ها
و شیشه‌های بخارکرده عینک تو هم هست.
دلم می‌خواهد امشب فکر کنم
تو هم فردا
با ما به خیابان برمی‌گردی
انگشت جوهرخورده‌ات را بالا می‌آوری
و ما اسم تو را روی برگه رایمان می‌نویسیم.
***
کاش امشب برف سنگینی می‌بارید.
397399_10151689591495908_199339925_n.jpg