یادی از اخوان ثالث، صدای ماندگار روزهای بعد از کودتا

تنها یک هفته بعد از سالگرد کودتای بیست و هشتم مرداد، یعنی چهارم شهریور، روزمرگ مهدی اخوان ثالث، شاعر نامور ایرانی است که به گفته محمدرضا شفیعی کدکنی در کنار فروغ فرخ‌زاد یکی از دو وزنه ترازوی شعر معاصر فارسی‌ست. از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ تا چهارم شهریور ۱۳۶۹ عمری سی‌و هفت‌ساله بر اخوانِ شاعر گذشت. عمری که خالی از رنج و عزلت‌نشینی نبود. زندان، تبعید‌، مدت کوتاهی کار در رادیو و بعد برکناری از مشاغل رسمی و دولتی، عزلت‌نشینی بعد از انقلاب ۵۷، و مرگ.
لابد این هم از رندی بود اخوان که تخلص «م.اُمید» را برای خود برگزید تا در پرده آن چهار حرف روشن، از تاریکی زمانه بنویسد. بخش مهمی از اهمیت تاریخی و ادبی اخوان، صدای ماندگار روزهای بعد از کودتای بیست و هشت مرداد بودن اوست. شاعری که شعرش راوی سرخوردگی روشنفکران و توده‌ مردم بعد از سقوط دولت مصدق و بر باد رفتن آرزوهای آزادی‌خواهان شد. برای خیلی‌ها هنوز نام اخوان یادآور شعر «زمستان» است. و به قول خودش وقتی از زمستان حرف می‌زند، نگاهش فراتر از نگاهی گذرا به کودتاست، و هم از این روست که بعد از سالیان، هنوز وقتی زمستانی سر می‌رسد و خرمن امید ملت زمهریر می‌بندد، شعر «زمستان» اوست که دست به دست و دهان به دهان می‌گردد به عنوان زبان گویای روزگار زمستانی. راستی یادتان هست آخرین باری که شعر زمستانش دست به دست می‌شد کی بود؟
قصدم تکرار مکررات نیست که درباره اخوان کم نگفته‌اند و ننوشته‌اند. غرض تنها یادی بود از شاعری که بسیار او را خوانده‌ام و بسیار دوست‌اش می‌دارم. کوتاه ِ کلام این‌که اخوان غیر از شعر در عرصه تحقیق در زمینه ادبیات کلاسیک و نو هم مقام استادی داشت. کتاب‌های او (عطا و لقای نیما یوشیج و بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج) درباره میراث شعر نو به گفته خود نیما یوشیج از مهم‌ترین منابع مرجع برای فهمیدن ریشه‌های شعر نو فارسی‌اند. به همین خاطر شناخت شعر و شیوه تفکر و نگاه اخوان و شناخت میراث ادبیات کلاسیک و نو فارسی چندان بی‌ربط به یکدیگر نیستند. آن‌ها که شعر اخوان را خوانده باشند لابد پی برده‌اند که ریشه‌های ادبیات کلاسیک فارسی همچون پیچکی به تن ِ شعر او پیچیده است و همین گاهی شعرش را برای مخاطب عام دیریاب می‌کند. برای فهم اخوان باید سیک شعر خراسانی و شاهنامه و سنت نقالی را شناخت تا به ریزه‌کاری‌ها و ظرافت‌ها و جسارت‌های شاعرانه او پی برد.
بگذریم…شاید اگر شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد این همه پر سر و صدا نمی‌بود، این‌طور یاد روز مرگ اخوان و غربت مرگش نمی‌افتادم درست یک هفته بعد از سالگرد کودتا نمی‌افتادم و این‌که شعر او صدای رسای روزهای بعد از کودتا بود. هست.
c00275f0-9e9d-4d64-b58b-f3fddd9eb42f.jpeg
پ.ن. عکس را مرتضی کاخی در آخرین ماه‌های زندگی اخوان از او گرفته، بر جلد کتاب «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» هم همین عکس نقش بسته است.