قانون ِ شوم

وسط شلوغی حسنه‌سازی روابط ایران و آمریکا این خبر وحشتناک را دیدم. ذهنم رفت به روزی که مادرم از سر کار برگشته بود، یکی از همان روزهایی که مددکار اجتماعی بود خیلی معمول بود که بیاید خانه و به خاطر مواردی که بهش مراجعه کرده بودند حال روحی‌اش بد باشد و نتواند حتی غذا بخورد. این صحنه خیلی تکراریست در خاطرات آن سال‌های من. یکی از همان روزها بود که با حال بد سر میز ناهار دست از غذا کشید. برای پدرم داشت ماجرای تجاوز یک پدرخوانده به دخترخوانده‌اش را تعریف می‌کرد. این که زنی جدا شده بوده از همسرش و بعد از دو سال ازدواج با مرد دیگری متوجه شده که آن مرد با دخترش می‌خوابد. مرد دختر را تهدید کرده بود به این‌که اگر به کسی چیزی بگوید تکه‌تکه‌اش می‌کند و کسی خبردار نخواهد شد جسدش را کجا سر به نیست می‌کند. دختر سکوت می‌کند و حرفی به کسی نمی‌زند. زن یکی از شب‌هایی که مرد سراغ دخترش می‌آید و از اتاق می‌بردش بیرون یواشکی پشت پنجره اتاق بغلی می‌رود و صحنه تجاوز را می‌بیند. فرداش پریشان می‌آید دفتر مددکاری. افت تحصیلی شدید دختر باعث شده بود مسوولین مدرسه هم نگران وضعیت روحی‌ او باشند. خلاصه طبق یک نقشه از پیش طراحی شده مرد را در حین ارتکاب به تجاوز به دخترخوانده‌اش می‌گیرند و می‌اندازند زندان. چند سال گذشته از آن ماجرا که مادرم برای پدرم تعریف کرده بود؟ بیش از پونزده سال شاید. ولی هنوز خیلی دقیق صورت غمگین و گریان مادرم را یادم هست. حالا بعد از این همه سال، این خاطره باید با این خبر دوباره زنده شود با این تفاوت که ازدواج- بخوانید رابطه جنسی از نوع مشروع (!)- با دخترخوانده قانونی شده است. واقعا شرم آور است. مرز تجاوز و زنا با محارم با قانونی شدن همچین رابطه‌ای واقعا چقدر است؟ اصلا محرم دقیقا یعنی چه؟ مردی که به ازدواج زنی در می‌آید، رابطه‌اش با فرزند دختر آن زن آن‌قدری صمیمی و نزدیک نیست که بشود او را محرم دانست؟ همه چیز به مو و مچ دست بند است؟ این طور که شنیدم چنین کاری در سنت فقهی آمده و رایج بوده اصلا.گیرم که همچین حرکت ارتجاعی یک زمانی رایج بوده باشد. به استناد به سنت و فقه مگر هر خبطی را می‌شود تکرار کرد؟