۱۹۸۴

۴=۲+۲
شوک الکتریکی
فریاد
۴=۲+۲
شوک الکتریکی
لرز، فریاد
۴=۲+۲
شوک الکتریکی
فریاد، لرز، خواهش
…=۲+۲
شوک الکتریکی
سکوت، نعره، سکوت
۵=۲+۲
کات.
پ.ن. امروز رفتم تئاتر ۱۹۸۴ را دیدم در نمایش‌خانه آکسفورد. همه چیز واقعی و نزدیک و آشنا بود و سهمگین. یک پرده بزرگ سفید بود که عشق‌بازی وینستون اسمیت و جولیا را در اتاقی که بنا بود مخفی و امن باشد نشان می‌داد. یاد فیلم «زندگی دیگران» افتاده بودم و ماجرای وان حمام خانه سامرتوان و آن شب طولانی و ترسناک که ذهنم بر تنم تازیانه می‌زد. داستانش را هیچ وقت نتوانستم منتشر کنم. در بیداری کابوس دیده بودم. کابوسی که خیلی نزدیک به آن چیزی بود که امروز روی صحنه دیدم‌اش. قطعه بالا شعر نیست. یک تکه از تئاتر بود که دنبال هم نوشتمش، شد این.