آوازهای شهر لال

با بوی کاج سوخته که در هواست
ایستاده‌‌ام لخت،
مثل همین جنگلِ بی‌ سرو و صنوبر
وسط خیابان ِ شهری که حتی یک دیوانه هم ندارد
کاسه‌ جمجمه‌ام را پر از شراب به دهن می‌کشم
و بلند بلند شعر می‌خوانم و به شهر لال، مستی تعارف می‌کنم
اما چه فایده؟
همه می‌دانند
از جایی که من می‌آیم
نرخ تورم دیوانه‌های زنجیری
از نرخ تورم نان و آب هم بیشتر است.