پیشنهاد داستان برای هشتم مارس: «آل» نوشته محمد بهمن‌بیگی

پیشنهاد داستان برای هشتم مارس: آل
بازار نوشتن خاطره و شعار و شعر برای هشتم مارس، روز جهانی زن داغ است. به دلایلی از نوشتن روزهای تاریک گذشته و ماجراهای تلخ خودم با حجاب و جنگ بر سر زن ماندن‌ گذشتم که اگر می‌خواستم بنویسم مثنوی هفتادمن می‌شد. یکی از دلایلی که از خودم ننوشتم این بود که فکر می‌کنم تریبون دست ماها- یعنی کسانی افتاده که امکان بلندکردن صدای اعتراضمان را داریم در حالی‌که بخش بزرگی از جامعه زنان بوده‌اند (و کماکان هستند) که نه دسترسی به رسانه دارند، نه حتی می‌دانند وضعیتی که گرفتارش هستند چقدر تاریک و غیرانسانی و ناعادلانه است. داستان «آل»‌ از کتاب «ایل من، بخارای من» نوشته محمد بهمن‌بیگی داستان یکی از این زنان است. البته بهمن‌بیگی سی و پنج سال از عمرش را صرف آموزش عشایر کرد و ماجرای این داستان احیانا به سال‌ها پیش مربوط می‌شود. من روی عشایر کار نکرده‌ام و اخیرا هم سفر نکرده‌ام و نمی‌دانم الان وضع به چه شکلیست. ولی به هر حال خواندن این داستان را هم خالی از فایده نمی‌بینم.
«آل» ماجرای زندگی زلیخا زنی از عشایر قشقایی فارس که سال‌هاست به خاطر دخترزا بودن از چشم طایفه‌ و شوهرش افتاده. بخش زیادی از داستان توصیف لحظه به دنیا آوردن کودک هشتم اوست. باورها و ارزش‌های عشایر درباره هیچ و پوچ انگاشتن زن همزمان با توصیف داستان زایمان فرزند هشتم زلیخا را بهمن‌بیگی در داستان آورده. مثلا این‌که فرزند دختر را حتی فرزند هم به حساب نمی‌آوردند و از او به اسم «کنیز» یاد می‌کردند. یا این‌که از همان کودکی یک دختر یاد می‌گیرد که با برادرهایش یکی نیست، که روزی به شیربهای هنگفتی فروخته خواهد شد و تنها وظیفه‌اش پسرزایی خواهد بود. یا اینکه دخترها حق تحصیل در مدارس را نداشته‌اند. بهمن‌بیگی در این داستان و بخش‌های دیگر کتاب از بخشی از جامعه زنان ایرانی حرف می‌زند که چه قبل و چه بعد از انقلاب به ندرت نقل محافل روشنفکری و روزنامه‌نگاری و ادبی بوده‌اند. نه صدایی ازشان بلند می‌شود، نه توان ثبت خاطرات و رساندن صدایشان را دارند و نه بنا به طبیعت و سبک زندگی‌شان، در زندگی روزمره خیلی از ما حضور خارجی دارند. ولی این زن‌ها فارغ از هر چیز وجود دارند، رنج می‌کشند، نادیده گرفته می‌شوند و حذف می‌شوند.
در بهترین حالت، پوسترهایشان با لباس‌های رنگی و هیجان‌انگیز در خارج از مرزهای ایران به قیمت گزاف و به عنوان بخشی از زیبایی‌های اصیل خاورمیانه و شرق به فروش می‌رسد. چیزی شبیه به این عکس:‌
robert-harding-schoolgirls-boyerahmad-tribe-iran-middle-east.jpg
منبع عکس: سایت All Posters
پیشنهاد آخرم هم این‌که اگر کسی داستانی خوانده که به شکلی به زنان مربوط است درباره‌اش بنویسد تا بقیه هم بروند بخوانند.