خوابواره‌ها

کودکی‌ام در خواب،
خانه‌ای متروکه بود
دنبال آن درخت اقاقیا بودم
خشکیده بود
دنبال آن نرده‌های بازیگوش
شکسته بودند
از همراهم که صورت نداشت، پرسیدم:
چه سالی مشهد زلزله آمد؟
لب نداشت که بگوید
دنبال آن در شکسته بودم
رفتم چشم گذاشتم، مثل قدیم
که همیشه گرگ بازی‌ات من بودم
و هر بار به عشق پیدا کردنت، می‌شمردم
و تو هر بار،
بی‌قاعده‌ رفته بودی.
رفته بودی.
ژانویه سرد ۲۰۱۵