شرط

تنت اگر به تنم بى بهانه تن بدهد
نفس نفس همه ام را به سوختن بدهد

تنت اگر به من و دستهاى منتظرم
دوباره حوصله دوست داشتن بدهد

تن تو ميوه ممنوعه اى شبيه انار
كه طعم وسوسه خوب ِخواستن بدهد

تنت اگر به غزل هاى تلخ بى وطنم
هزار واژه بى خانه را وطن بدهد

بدون شرط و اگر، كاشكى تو باشى و من
به عشق، كاش تنت بى بهانه تن بدهد.